سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
دریای دل

می گذرم ، آرام

نوشته شده در  دوشنبه 11/2/91ساعت  11:12 عصر  توسط قطره ای از دریا 

وقتی قرار باشد با چشم ببینی
بشنوی
حرف بزنی ...
دیگر نوشتن هم بی معنی می شود
کلمه به کلمه با وسواس می نویسی
و جمله ها که به آخر رسید
نقطه را هم که گذاشتی
با backspace همه را آرام آرام پاک می کنی
و باز هم می گذری .
این بار هم ...


بزرگ تر که می شوی
کم کم به این نتیجه می رسی
خودت هستی و خودت
و آدمهای دور و برت
موقتی اند
آنوقت است که خودت را جمع می کنی
و سعی می کنی بگذری
از همه چیز و همه افراد
آرام ...


  • کلمات کلیدی :


  • روی سخنم با مسئولین این کشور است

    نوشته شده در  شنبه 1/11/90ساعت  10:2 عصر  توسط قطره ای از دریا 

     


    در این شب با عظمت روی سخنم با مسئولین این کشور است ، از خرد تا کلان .
    بد نیست گاهی هم از مردم عادی سخنی بشنوید
    یادتان باشد ، هر کاری می کنید ، هرثوابی یا هر خطایی می کنید به نام اسلام و حکومت اسلامی تمام می شود .
    پس شما را به رسول الله قسم ، اگر نمی توانید اعمال خود را کنترل کنید از مسند خود فاصله بگیرید ،
    که تیشه ایی که به ریشه اسلام می زنید بسیار برنده است .
    از دشمن ، انتظاری جز دشمنی نمی رود ، اما ای دوست ، اگر خودی هستی ، جاده صاف کن غیر خودی نشو .



    بیکاری و فقر بیداد می کند !
    مگر نه اینکه مولا علی (ع) فرمودند : هرگاه فقر از دری وارد شود ، ایمان از آن در بیرون می رود .
    چرا چند مسئولیتی ، چرا کار بدون مطالعه ، چرا بی وجدانی ، چرا بی عدالتی ، چرا بی مسئولیتی ، چرا عدم نظارت ...
    دلم برای عاقبت عاملانش نمی سوزد که خود کرده اند و حتما لایق به عقوبت
    دلم برای جوانی می سوزد که از همه چیز بریده شده ، و به جای سلام می گوید : درود
    دلم برای جوانانی می سوزد که ناامید هستند ،
    دلم برای سادگی و پاکی جوانانی می سوزد که سر لجبازی با چند متظاهر از اصل دین فاصله گرفته اند
    دلم برای جوانانی می سوزد که نمی دانند ولایت چه گوهری است . آنهم بخاطر چند نفر که به نام دین عین قارچ در همه جا ریشه دوانده اند و اجازه نمی دهند این گلها رشد کنند و نور آفتاب ولایت راببینند .



    این میدان مرد و زن اهل عمل می خواهد نه حرف .
    آری ما مأمور به وظیفه ایم نه نتیجه
    اما چه کنم دلم آرام نمی گیرد
    ای کاش این نوشته را رهبرم می خواند
    هرچند دل خودش کربلاست ...


     


  • کلمات کلیدی :


  • من هم تشنه ام ... سیدی ، عباس

    نوشته شده در  یکشنبه 13/9/90ساعت  6:32 عصر  توسط قطره ای از دریا 

     


    *


    عباس (س)
    ...


    که  می فهمد این رابطه عاشقانه را
    من با واسطه تو حسین (ع) را شناختم


    کسی که عباس (س) به او بگوید : سیدی ...


    با اینهمه ... باز هم چشم امیدم به دستهای با وفای توست
    که دستم را بگیرد و به مولایم برساند


    می دانی ...  تو خوب می دانی
    قصه مسافر و تشنگی و تنهایی و اسیری و پای برهنه در راه را ...


     


  • کلمات کلیدی :


  • راه نشانم بده

    نوشته شده در  دوشنبه 2/8/90ساعت  5:33 عصر  توسط قطره ای از دریا 

    *


    آتش زیر خاکستر
    منتظر
    تا مگر بادی بوزد
    و این غبار سرد را کنار بزند
    اما هنوز روشنم .
    شاید فعالیت و کار شبانه روزی تمام وقتم را گرفته باشد
    اما ذهنم درگیر توست
    یعنی تمام ذهنم ، تمام لحظاتم
    بگو چه کنم ؟
    راه نشانم بده
    من که هیچ جا آرام نمی شوم
    من که هیچ جا ساکن نمی شوم
    من که به هیچ چیز دل نمی بندم
    کوله بارم بر دوش
    منتظرم تا ببینم امروز به کجا می کشانیم
    صدایی مدام مرا می خواند
    ندایی که نمی گذارد هیچ کجا آرام بگیرم
    ...
    فقط می دانم باید بروم


  • کلمات کلیدی :


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    می گذرم ، آرام
    روی سخنم با مسئولین این کشور است
    من هم تشنه ام ... سیدی ، عباس
    راه نشانم بده
    [عناوین آرشیوشده]